ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

58

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

آوردند ، اما از آنجا كه تبريز در منطقهء سرحدى واقع شده است كرارا مورد تهاجم و تصرف بيگانگان يعنى تازيان و سلجوقيان و مغولان قرار گرفته است ؛ و يكى از اين تاخت و تازهاى وحشيانه تركتازى تيمور لنگ است كه با سپاهيان خود تبريز را در نيمهء دوم قرن چهاردهم ميلادى غارت كرد . زمينلرزه‌هاى مخوف مكرر در مكرر تبريز را لرزانده ( در سال 858 ميلادى ؛ - 243 - 244 ه . ق ؛ 1041 ميلادى ؛ مساوى 432 - 433 ه . ق ؛ 1271 ميلادى ؛ - 1133 - 1134 ه . ق ؛ و 1780 ميلادى ؛ مساوى 194 - 195 ه . ق ) و هزاران تن را كشته و بناهاى مهم آن را ويران كرده است . با اينهمه تبريز موقع خود را به عنوان مدينهء اعظم حفظ كرده ، روزگارى پايتخت ايلخانان مغول بوده ، و پيوسته شهرى آباد و مركز داد و ستد و بازرگانى به شمار رفته است تا حدى كه امروز تبريز به همان صورتى باقىمانده است كه ياقوت 4 در 1203 ميلادى ( 610 ه . ق ) وصف كرده است : « اشهر مدن اذربيجان ؛ و هى مدينة عامرة حسناء » يعنى « ناميترين شهر آذربايجان است و آن شهرى است آباد و زيبا » . امروز جمعيت تبريز كمتر از يكصد و هفتاد هزار تن نيست . اگر كسى منتظر باشد كه منظرهء تبريز را بنگرد و بناهاى رفيع و تنوع رنگهايى را كه مىتوان از مشرق زمين سراغ كرد بيابد نوميد خواهد شد . در عوض تا بخواهيد خانه‌هاى يك طبقه‌اى كه داراى بامهاى مسطح است به چشم مىخورد ، و تنها چيزى كه منظرهء شهر را از اين يكنواختى بيرون مىآورد سقفهاى منحنى بازارها و ديوار بلند ارگ قديم شهرست . بناها را بيشتر از گل و آهك مىسازند ، و همين نكته ظاهر غم‌انگيزى به معماريهاى محقر شهر مىبخشد . ديوار خانه‌ها داراى پنجره‌هايى كه به كوچه باز شود ، نيست . خانه‌هايى كه ديوار خارجى آنها فاقد پنجره است پشت به كوچه كرده‌اند و روى آنها فقط متوجه حياطهاى آجرفرش اندرونى است . خانه‌هاى تبريز داراى درهايى است كه رنگ نخورده‌است ، و به هر كدام از آنها گل‌ميخهايى كوفته‌اند كه بىشباهت به دروازهء باروهاى « نورمان « 1 » » نيست الا اينكه در بالاى آنها شبكهء كوچكى قرار دارد كه براى عبور نور و هوا نصب كرده‌اند . حياط خانه ممكن است باغچه‌اى باشد ، و در اين صورت حوضى نيز وجود دارد كه براى ذخيره كردن آن كالاى گرانبها يعنى آب ساخته‌اند ؛ اما بطور كلى منظرهء داخلى خانه ، مانند مدخل بىرونق آن ، چنان خشك و بيروح است كه بيننده هرگز تصور نمىكند كه اتاقها را با قاليچه‌ها و پرده‌هاى پرنقش و نگار و سلاحهاى ايرانى و ظروف لعابى زيبا تا چه حد زيبا آراسته‌اند . به گردش در شهر مىپردازيم و پس از عبور از كوچه‌هاى پيچاپيچ و گذرهاى تنگ و كوچه‌هاى فرعى كه پهناى پاره‌اى از آنها كمتر از شش پا ( يا

--> ( 1 ) . Norman Keep